کد خبر:

6200

http://shahron.ir/?p=6200

کپی لینک
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

دیدگاه

One Comment

  1. مجتبی

    سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
    واآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه «شمس‌الشعرای کاشانی» را دریابیم

وقتی فهرست خانه‌ها و موزه‌های گردشگری را در دیگر کشورهای خارجی مرور می‌کنیم به خانه‌هایی برمی‌خوریم که محل زندگی شاعران، موسیقی‌دانان، نویسندگان و دیگر هنرمندان برجستۀ آن کشورها بوده‌اند و با تبلیغات فراوان به سبب زندگی آن هنرمند و وجود وسایل شخصی او در آن محل به خانه-موزه تبدیل شده‌اند...

در سال ۱۳۹۵ عنوان «شهر جهانی خانه» به کاشان تعلق گرفت و قرار شد که دبیرخانۀ دائمی آن نیز در کاشان مشغول به فعالیت شود. وقتی از خانه سخن می‌گوییم مفهومی فراتر از یک بنا با معماری خاص مد نظر ماست. خانه‌های قدیمی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را در خاطر بیاورید که سرشار از خاطره و نوستالژی هستند و چه بسا کسانی که صرفاً به جهت حفظ خاطرات خانوادگی، خانۀ قدیمی خاندان خود را ولو فاقد ارزش‌های معماری باشد با همان شکل قدیمی، حتی با صرف هزینه‌های بالا حفظ و احیا می‌کنند.

در کاشان خانه‌های تاریخی فراوانی وجود دارند که به سبب وجود ارزش‌های خاص تاریخی و یا داشتن معماری منحصر بفرد مرمت شده‌اند و علاقه‌مندان و گردشگران می‌توانند از آنها بازدید نمایند مانند خانۀ طباطبایی‌ها، خانۀ بروجردی‌ها، خانۀ عباسیان و …. البته که صدها خانۀ دیگر با معماری‌ سنتی در کاشان وجود دارد که نیازمند رسیدگی، بازسازی و ترمیم هستنند و تعداد زیادی از آنها دست کمی از خانه‌های مرمت‌شدۀ فعلی ندارند و چه بسا ارزشمندترند.

وقتی فهرست خانه‌ها و موزه‌های گردشگری را در دیگر کشورهای خارجی مرور می‌کنیم به خانه‌هایی برمی‌خوریم که محل زندگی شاعران، موسیقی‌دانان، نویسندگان و دیگر هنرمندان برجستۀ آن کشورها بوده‌اند و با تبلیغات فراوان به سبب زندگی آن هنرمند و وجود وسایل شخصی او در آن محل به خانه-موزه تبدیل شده‌اند و گردشگران و افراد علاقه‌مند به آن هنرمند با مراجعه به آن مکان می‌توانند با زندگی او بیشتر آشنا بشوند و او را بهتر بشناسند.

یک بار دیگر برگردیم به کاشان یعنی: شهر جهانی خانه که به نظر می‌رسد بازگشت به مفهوم خانه یکی از بهترین الگوها برای توسعۀ آن باشد. البته وجود خانه-موزه‌ها در کشور ایران بی‌سابقه نیست و اتفاقاً همین چند روز پیش خانه-موزۀ مهدی اخوان ثالث در تهران افتتاح شد اما با توجه به ساختار معماری خانه‌های کاشان و گره‌خوردگی هویت این شهر با خانه‌هایش گمان می‌کنم که ضرورت توجه به خانه-موزه‌ها در کاشان دوچندان باشد. علاوه بر اینکه فراوانند در کاشان شاعران و نویسندگان و هنرمندان و صاحبان صنایعی که شهرت ملی و جهانی دارند و شناساندن آنها به نسل‌های بعدی وظیفه‌ای است بر عهدۀ ما. یکی از این شاعران بنام محتشم کاشانی‌ست. شاعری که بسیاری از شیعیان ایام عزاداری برای سیدالشهدا (ع) را با ترکیب‌بند جاودانه او می‌شناسند. جای تأسف است که حتی بسیاری از مردم خود کاشان نیز نمی‌دانند که خانۀ محل زندگی شاعر مشهورشان یکی از خانه‌های درحال ویرانی است که در کوچه‌ای جنب مزار او واقع شده و اتفاقاً از نظر معماری نیز ویژگی‌های درخور توجهی دارد.

حالا فرض کنید که خانۀ محتشم که فاصله‌ای کمتر از سی متر با آرامگاه او دارد و در یکی از محله‌های قدیمی و با اصالت کاشان واقع شده است مرمت و احیا گردد و به خانه-موزه‌ای تبدیل شود که گردشگران و علاقمندان به این شاعر بزرگ آیینی کشورمان بتوانند در آن با سبک و تاریخ زندگی او بیشتر آشنا بشوند و به پژوهش دربارۀ او و شعر آیینی بپردازند. تصور کنید این خانه به محلی تبدیل بشود که علاقمندان به تاریخ شعر عاشورایی و پژوهش‌های مربوط با عزاداری به آن مراجعه کنند و هر کجا که پژوهشی در حیطۀ شعر آیینی انجام شد از خانۀ محتشم کاشانی به عنوان مرجع در آن یاد شود. اگرچه ممکن است اکنون این امر برایمان دور از ذهن به نظر برسد اما اگر نگاهی داشته باشیم به کاشان پیش از دهۀ هفتاد می‌بینیم که وضعیت کنونی خانه‌های تاریخی و بازسازی و مرمت آنها نیز با توجه به امکانات و کمبودهای آن زمان بعید و دور از ذهن بوده است اما حیف که این خانه وضعیت مطلوبی ندارد و روز به روز ویران‌تر می‌شود و صاحب فعلی بنا هنوز نمی‌داند باید برایش چه تصمیمی بگیرد.

به خاطر دارم سال ۹۳ که به تازگی در برنامۀ تلویزیونی کاشانه شروع به فعالیت کرده بودم و قرار بود آیتمی با محوریت زندگی محتشم کاشانی بسازم؛ وقتی در حال تحقیق دربارۀ زندگی او بودم و خانۀ محل زندگی‌اش را در کنار آرامگاهش یافتم که رو به ویرانی می‌رفت این شعر را برای پایان آن قطعه انتخاب نمودم و حال سخن خود را با آن به اتمام می‌رسانم:

«خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانۀ طاقت خراب شد

خاموش محتشم که از این حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که از این حرف خون‌چکان
در دیده اشک مستمعان خون ناب شد…»

پانویس: عکس از خبرگزاری ایرنا-۱۳۹۷