کد خبر:

6187

http://shahron.ir/?p=6187

کپی لینک
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در محضر پیرغلام اباعبدالله
باز آمد محرم تو حسین …

حاج احمد مشجری روی صندلی نشسته است و بغض گلویش را می‌فشارد. با هزار زحمت کلمات را ادا می‌کند، اما اصرار دارد قصیده ماه محرم را تا آخر بخواند.

باز آمد محرم تو حسین                   داتازه شد داغ ماتم تو حسین

باز بینیم که بر سر هر بام                 قد برافراشت پرچم تو حسین

در جهان وجود هرگز نیست           عالمی مثل عالم تو حسین…

حاج احمد مشجری روی صندلی نشسته است و بغض گلویش را می‌فشارد. با هزار زحمت کلمات را ادا می‌کند، اما اصرار دارد قصیده ماه محرم را تا آخر بخواند.

کربلا هست روضه رضوان            از عنایات مقدم تو حسین

جان فدایت که در جهان هرسال   می شود نو مراسم تو حسین

شعرخوانی پیرمرد اوج گرفته است، گویی صدایش رساتر شده است. ذهن من می‌رود به روزهایی که مشجری مداح معروف شهر بود و چند ماه قبل از محرم سر خواندنش در هیأت‌ها دعوا می‌شد، اما امشب خانه‌اش حسینیه کوچکی شد و دو نفر پای ذکرش نشسته‌اند.

تا به روز جزا خزان نشود            نخل بستان خرم تو حسین

از آخرین باری که مشجری در محفلی شعر خوانده بود یک سال می‌گذرد. ۵۰ سال نوکری و مداحی و شعر آئینی سرودن حسن ختامش شده بود، شعرخوانی در بقعه شاعر دوازده بند معروف؛ محتشم کاشانی. در این یک سال بیماری و زمین‌گیری نمی‌دانم چه کسانی به عیادت «محبوب» رفته‌اند، اما نمی‌شود باور کرد مدیران و مسئولان هیأت‌هایی که سال‌ها مجلسشان با نوای مشجری گرم می‌شده است سری به او نزده باشند. انگار ذاکر و مداح وقتی نطقش خاموش می‌شود، از یاد می‌رود.

محبوب با حال بیمارش هرلحظه خدا را شاکر است و دست‌هایش را تا انتها به آسمان بلند کرده و خدا را شکر می‌کند. لبخند می‌زند. از اینکه امشب دو عیادت‌کننده دارد از صمیم قلب خوشحال است. قانون هیأت را می‌داند پس چشم به راه هیچ کس نمانده است. هنوز به عنایات اهل‌ییتی چشم دارد که سال‌ها برایشان مدح گفته و گریه کرده است.

ای خوش آنکس که در جهان باشد      رتبه اش  خادم تو حسین

قصیده حاج مشجری به این دو بیت که رسید گونه‌ام خیس شد. شاید من زندگی محبوب را با معیارهای زمینی می‌سنجم حال اینکه او در سیر و سلوکی دیگر است. حاج احمد شفایش را هم مدیون امام شهیدان است.

در اولین روزهای محرم و در خانه« محبوب» به مداحانی  فکر می‌کنم که مدت‌هاست صدایشان را نشنیده‌ و از حالشان بی‌خبریم. آیا کسی در این روزهای تنهایی و کسادی سراغی از مداحان و ذاکران گرفته است؟ از حال و روز مشجری پیداست که دیگران نیز در همان عزلت و تنهایی‌اند.

آن شب محرمی به نیمه رسیده بود و قصیده محبوب به بیت تخلص نزدیک می‌شد. انگار بلندگوهای حسینیه‌ای را روشن کرده باشند تا ابیات آخر حاج احمد مشجری را تمام شهر گوش کند. برافروخته شده، اشک ریخت و این دو بیت را خواند:

آرزو دارم اینکه بوسم باز    آستان معظّم تو حسین

خواهد از حق که تا شود «محبوب »    روز موعود همدم تو حسین

و ما درمیان اندوه و اشک و افسوس تنهایش گذاشتیم.