کد خبر:

6666

http://shahron.ir/?p=6666

کپی لینک
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

دیدگاه

One Comment

  1. مجتبی

    ای کاش هنوز هم همدلی آن روزگار را می داشتیم و برای جوانان تازه ازدواج کرده سرپناهی می ساختیم تا غمی از غم هایشان برداشته شود.
    روح مرحوم سادات الحسینی شاد که ذخیره خوبی برای قبر و قیامتش گذاشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

روایتی کوتاه از همدلی ایرانیان در سال‌های جنگ
برخورد اهالی کویر با مردمان جنوب در پیچ ضرابخانه

چهار دهه پیش ساختمان سه طبقه‌ای در حاشیه بازار کاشان ساخته شد برای آنکه محل کسب و کار و تجارت باشد، اما آغاز جنگ سرنوشت دیگری برای آن رقم زد. آقای سادات‌الحسینی پاساژ تکمیل‌شده را به طور رایگان در اختیار بنیاد «مهاجرین جنگی» قرار داد تا سرپناهی باشد برای آنان که جنگ خانه و کاشانه‌شان را بر باد داده بود.

حجره‌های ۲۰ متر الی ۴۰ متر پاساژ سادات‌الحسینی در طول سال‌های جنگ و حتی پس از آن، سکونت‌گاه خانواده‌های جنگ‌زده شد. افراد جنگ‌زده به محض ورود به کاشان در پاساژ مستقر می‌شدند تا زمانی که سرپناه مناسب دیگری برای خود مهیا کنند. عمر سکونت بعضی در اینجا به چند روز می‌رسید و بعضی هم تا چند سال پس از پایان جنگ ساکن آن بودند.

حالا که مقابل در غل و زنجیرشده ساختمان متروکه ایستاده‌ام هیچ ردی از زندگی در آن نمی‌بینم جز کبوترهایی که با بال‌هایشان سکوت ممتد پاساژ را می‌شکنند. انگار از روز اول این پاساژ به فراموشی سپرده شده باشد و هیچ‌وقت هیچ‌کس در آن نبوده است، اما به مدد اطلاعاتی که از قدیمی‌ها و مطلعان محل گرفته‌ام می‌توانم شیطنت‌های بچه‌هایی را تصور کنم که در راه‌پله‌ها بازی می‌کنند، زنانی که دور هم نشسته‌ و با اختلاط‌های روزانه سختی زندگی را ندیده می‌گیرند و مردانی برگشته از سر کار که با سیگار بر لبشان به رادیو گوش سپرده‌اند برای شنیدن آخرین اخبار جنگ و شهرهایشان.

در بحبوحه جنگ مردمان جنوب و مردمان کویر در پیچ ضرابخانه به هم رسیده بودند تا با شباهت‌هایشان دیوار تفاوت‌های فرهنگی را فرو بریزند. آن‌ها همگی یک درد به نام جنگ و یک سرزمین به اسم ایران داشتند. با وجود تمامی اشتراک‌ها اما همجواری دو فرهنگ مختلف چندان آسان هم نبود.

در انتظار شنیدن صدای خانم فرزین از پشت تلفن هستم. حرف پاساژ را پیش می‌کشم و می‌برمش به سال‌های دهه ۶۰.  او از جنگ‌زده‌هایی است که در سن پایین همراه با خانواده به کاشان آمد. فرزین وضعیت زندگی را برای یک مهاجر جنگی چنین روایت می‌کند: در ابتدا، برای مردم پذیرش این شرایط سخت بود اما به مرور زمان همگی با وضعیت کنار آمدند. ما اهالی جنگ‌زده ناچار بودیم خودمان را با شرایط وفق بدهیم. راهی جز این نداشتیم. نه راه برگشتی بود و نه راهی که بتوان به سرعت از این وضعیت رهایی یافت. ابتدا در خیمه و در چادر زندگی می‌کردیم تا اینکه به کاشان آمدیم. با بزرگترها و ریش‌سفیدهای شهر راحت می‌شد کنار آمد ولی با جوانان و کودکان کمی مشکل بود. یکی از معضلات من در آن سال‌ها این بود که نمی‌توانستم در مدرسه با بچه‌ها به خوبی ارتباط بگیرم چون با من به راحتی کنار نمی‌آمدند، آن هم به دلیل تفاوت‌های فرهنگی و قومی که بینمان وجود داشت، اما با اینحال، دوستان کاشانی زیادی دارم که با گذشت حدود ۳۸ سال از آن موقع، همچنان ارتبطامان را حفظ کرده‌ایم و از دوستان صمیمی من هستند.

یکی از مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می‌کردیم کمبود امکانات زندگی بود. حدود۵۰ الی۶۰ خانواده مستقر در مغازه‌ها، از یک یا دو شیر آب و سرویس بهداشتی استفاده می‌کردند و این برایمان دشوار بود، اما کاشانی‌ها کمک می‌کردند. به یاد دارم که همسایه‌ها، سهم یخ روزانه‌مان را برایمان کنار می‌گذاشتند و هرچه در توانشان بود انجام داده و برای ما کم نمی‌گذاشتند.

آقای اصولی که از قدیمی‌های بازار و فرمانده جنگ تحمیلی است در پاسخ به اینکه تعامل کاشانی‌های با هموطنان جنوبی‌شان چگونه بود، می‌گوید: وقتی جنگ‌زده‌ها از مناطق مختلف کشور مثل خرمشهر به کاشان می‌آمدند، مردم همگی از آن ها استقبال کرده و رابطه خوبی با آن‌ها داشتند. ما مردم، هرچه داشتیم و نداشتیم جمع‌آوری و به مردم اهواز، خرمشهر، شوش دانیال و … هدیه می‌کردیم. مردم در اوایل انقلاب عاشق بودند؛ عاشق کمک کردن به یکدیگر. ماهمگی فرزندان یک ملت هستیم.

عادل موسویان از اهالی خوزستان است که در زمان جنگ خانه‌اش ویران شد و به کاشان پناه آورد. او می‌گوید: مردمان جنگ‌زده ازشهرهای مختلف، من‌جمله: دزفول، اهواز، سوسنگرد، هویزه، خرمشهر و آبادان به کاشان می‌آمدند. اکثریت جنگ‌زده‌ها شاغل بودند، اعم از رنگ‌کار، بنا، رفتگر، خیاط و … . روال کار اینگونه بود که جنگ‌زده‌ها قبل از پیدا کردن خانه‌ و تشکیل دوباره زندگی در شهر جدید، در این پاساژ سکونت کنند. بعضی از اهالی جنگ‌زده تا آخر جنگ در این مکان ماندند، حتی دوسال بعد از جنگ، تعدادی از این خانواده‌ها در پاساژ بودند و کسی آن‌ها را از آن جا بیرون نمی‌کرد. مردم بسیار با ما رفتار خوبی داشتند و من به عینه می‌دیدم که کاشانی‌ها به جنگ‌زده‌ها کمک می‌کردند؛ چه از لحاظ مادی و چه معنوی. از طرف دیگر مردم خوزستان و آبادان هم بسیار مردم‌دار و خونگرم هستند و آداب معاشرت بالایی دارند، مشکلات به خصوصی میان آنان و اهالی کاشان به وجود نیامد.

جنگ‌زده‌ها از منظر آقای توکلی که از کاسبان قدیم بازار است، مردمانی با فرهنگ غنی و اصیلی بودند که بر اثر مسائل پیش‌آمده مجبور به ترک خانه و زندگی و شهرشان با حداقل امکانات و بدون هیچگونه وسایل اضافی شده بودند. او می‌گوید: مدت کوتاهی که با آن‌ها گپ زدم متوجه فرهنگ بالای برخی از این خانواده‌ها شدم. دیدنشان در آن وضعیت برای من ناراحت‌کننده بود. این پاساژ در واقع پایگاه ورودشان به داخل شهر بود. ابتدا همگی وارد این مکان شده و سپس تقسیم می‌شدند. عده‌ای در همان جا می‌ماندند و هر مغازه بدل به یک خانه می‌شد. به طور مثال، خانه آقای محمدی مغازه شماره پنج بود و همه زندگی‌اش در آن جا قرار داشت.

با پایان جنگ، متولیان امر شهرک «۲۲ بهمن» را برای اسکان خانواده‌های جنگ‌زده ساختند. پول اندکی از آن‌ها گرفته شد و توانستند صاحب خانه بشوند. بعضی که وضعیت مالی بهتری داشتند، خانه جمع و جوری در محله‌های دیگر تهیه کردند یا اینکه کاشانی‌ها، خانه‌های قدیمی‌شان را بدون گرفتن هیچ هزینه‌ای در اختیار برخی از مهاجران گذاشتند.

پاساژ سادات‌الحسینی به مرور خالی از سکنه شد. با توجه به اینکه در هر حجره ۵ الی۱۰ نفر برای سال‌های متوالی زندگی می‌کردند، آسیب‌های بسیاری به ساختمان وارد شده بود. حجره‌ها از بین رفته و همه چیز دگرگون بود. پس از فوت آقای سادات‌الحسینی در چند سال پیش، ساختمان تقریباً مخروبه پاساژ توسط وراث تعمیر و بازسازی شد، اما باز هم تقدیر بر این بود که متروکه بماند و رنگ تجارت را به خود نبیند. حالا سال‌هاست پاساژ سادات‌الحسینی با آن بنیان محکمش در ابتدای ضرابخانه سرپا ایستاده در حالیکه خاطرات بسیاری را از دوران جنگ تحمیلی و یکدلی و یکرنگی ایرانیان در پشت دیوارهایش جا مانده است.

آموزش فارسی | آموزش برنامه نویسی ، آموزش فتوشاپ ، آموزش MSP ، آموزش ورد ، آموزش اکسل ، آموزش تولید محتوا ، آموزش ربات تلگرام ، آموزش asp.net Mvc core ، دانلود پروژه msp آموزش کنترل پروژه msp